X
تبلیغات
Zirve (اوج)

Zirve (اوج)
 
خاطرات کوهنوردی ، دوچرخه سواری ، عکاسی
سلام دوستان عزیز

تصمیم گرفتم یکی از دوچرخه هام رو بفروشم

Merida matts40 MD هست

سایز تنه 18

لوازم شیمانو آلویو 8 سرعته با دسته دنده آسرا

گارانتی مادام العمر تنه

سالم و تمیز

ساخت 2011 همراه با سند و سایر مدارک

قیمت 1000,000 تومان 

علت فروش :نیاز مالی و اینکه یه دوچرخه Sedona دارم و عملا این چرخ ر استفاده نمی کنم.

شماره تماس :09356054988

09144565584




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
سلام

خیلی وقت بود از محیط کوه و کوهنوردی دور بودم!

خیلی وقته که چیزی نمی نویسم.شش ماهه دوم 91 رو تقریبا تو هیچ برنامه ای شرکت نکردم و بیشتر وقتم رو صرف فعالیهایی بجز کوهنوردی کردم ، تا اینکه خبر رسید هیئت کوهنوردی استان اردبیل قصد داره یکسری برنامه تست کوهنوردان استان جهت شرکت در برنامه صهود قله موستاق آتا در تابستان 92 اجرا کنه.

درسته که در نگاه اول ابن برنامه با توجه به شرایط قیمت ارز و سطح فعالیت هیئت استان ، کمی نماد سنگ بزرگ رو داشت ولی به هر حال این خبر می تونست انگیزه ای برای شروع فعالیت در زمینه کوهنوردی باشه.

تست ها در دو مرحله به صورت فراخوان انجام گرفت که متاسفانه به خاطر مسافرت نتوستم در این دو مرحله حضور داشته باشم و اعضای تیم تست در این دو مرحله انتخاب شدند.

سه شنبه هفته پیش از طرف هیئت کوهنوردی شهرمون با من تماس گرفته شد و اعلام کردن که مرحله بعد اردوی تیم موستاق آتا ، پنجشنبه و جمعه (12-13 بهمن) قرار است روی قله ساوالان برگزار بشه و طی صحبتی که بین هیئت شهرستان و استان شده قرار بر این شده که من هم در این مرحله از اردو شرکت کنم!

خلاصه چهارشنبه شب کوله بارم رو جمع کردم و منتظر فرارسیدن صبح شدم تا با حرکت به سمت روستای لاهرود به جمع همنوردانم بپیوندم.

همانطور که ابتدای عرایضم گفتم خیلی وقت بود چه به لحاظ فکری و چه به لحاظ عملی از دنیای کوهنوردی دور بودم و اونشب حس فردی رو داشتم که اولین بار می خواد در یک برنامه زمستانی شرکت کنه!

خلاصه صبح شد و رفتم لاهرود و منتظر دوستان شدم.طبق معمول همیشه اعضای تیم با یک تاخیر 2 ساعته به لاهرود رسیدند و این تاخیر باعث شد که کمی از زمانبندی برنامه معمول عقب بمانیم.خلاصه بعد از رسیدن دوستان سوار بر مینی بوس ها شدیم و روانه شابیل شدیم.

امسال متاسفانه میزان بارندگی در منطقه ما به شدت پایین هست به طوریکه در اطراف شابیل میزان برف خیلی کم بود .

ساعت 11 بود که کنار ایستگاه اول تله سیژ از مینی بوس پیاده شده و کوله هایمان رو بر دوش انداخته و روانه مسیر پناهگاه شدیم.در طول مسیر برادران سپاهی را می دیدیم که مسیر شابیل پناهگاه را طی می کردند و این کارشان باعث میشد هر چه بیشتر احساس امنیت!!! کنیم و این را یک بار دیگر حس کنیم هیچ جا تنها نیستیم!

رفته رفته میزان برف بیشتر می شد و حرکت تیم خیلی کند بود .خلاصه ساعت 5 بعد از ظهر به پناهگاه رسیدیم و چادر هایمان را بر پا کردیم.

از ساعت 7 تلاش بی ثمرمان برای خوابیدن شروع شد که نتیجه ای نداشت و تا صبح ساعت 4:45 که بیدار باش بود درون کیسه خواب وول می خوردم.

بالاخره وقت صعود فرا رسید .مختصر صبحانه ای خورده و لباس پوشیده و وارد دنیای سنگ و یخ و برف شدیم.

مختصر برفی هم می بارید.ساعت 6 حرکتمان به سوی قله شروع شد.از همان ابتدای مسیر برف سنگین و شل حرکت را برایمان سخت کرده بود.به طوریکه تا کمر در برف حرکت می کردیم و برفکوبی سنگین انرژیمان را گرفته بود .

تیم به کندی پیش می رفت.

حدود ساعت 1:30 بود که به قله رسیدیم و بعد از گرفتن عکس شروع به حرکت به سمت پناهگاه شدیم.به خاطر اینکه همه تیم با هم مسیر فرود را ادامه دهند و خطری متوجه کسی نشود فرودمان هم به سان صعودمان به کندی انجام گرفت . به طوریکه ساعت 5 بعد از ظهر به پناهگاه رسیدیم.

بعد از یکساعت که مختص خوردن نهار و جمع کردن وسایلمان بود ، ساعت 6 بعد از ظهر مسیر پناهگاه -شابیل در پیش گرفتیم.

طوفان و کولاک شدیدی در جریان بود و اگر تاریکی را هم بر این دو مورد اضافه کنیم ، نتیجه اینکه پیدا کردن مسیر کار خیلی سختی بود!

بالاخره ساعت 11 شب!!! به شابیل رسیدیم و خسته و کوفته سوار بر مینی بوس ها شدیم و به لاهرود آمدیم.

لاهرود من از دوستانم خداحافظی کردم و به مشکین بازگشتم و یک برنامه دیگر به پایان رسید .

شاد باشید. 







ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
سلام

امسال متاسفانه فرصت دست نداد تا سفری به موقع به منطقه اسالم و جاده زیبای اسالم - خلخال داشته باشم.

هفته پیش سفری 1 روزه به این منطقه داشتم.سفری که کاملا بصورت ضربتی انجام شد.

ساعت 3 صبح روز جمعه 2 آذر 91 من به اتفاق دوستم از مشکین شهر راهی دیار اسالم شدیم.

صبح هنگام ، وقتی آفتاب طلوع می کرد ، نظاره گر طلوع آفتاب در کنار بحر خزر بودیم.

متاسفانه بر خلاف پیش بینی ما که فکر می کردیم حداقل کمی از برگهای درختان باقی خواهد بود ، ولی تقریبا همه برگها ریخته بود که این برای ما ناراحت کننده بود.

در هر حال مجموعه عکس زیر رو ب تمامی دوستداران طبیعت تقدیم می کنم.









.....................

پانویس :

عکسها متعلق به آرشیو شخصی و استفاده از انها با ذکر منیع بلامانع است!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم آذر 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
سلام

بدون شک پاییز امسال یکی از بدترین پاییز ها بود که من تا به حال تجربه کرده بودم.

اصلا نتونسیتم با پاییز امسال ارتباط برقرار کنم!

از لحاظ عکاسی هم بجز چند گشت و گذار نصف روزه ، تقریبا میشه گفت فعالیت هام تعطیل بودن.

چند عکس حاصل این گشت و گذار ها رو تقدیم می کنم به همه اونایی که کوه رو به خاطر کوه دوست دارن و نه چیز دیگه!






پانویس : استفاده از عکس ها با ذکر منیع بلامانع است!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
سلام

این هفته قرار بود با یکی از دوستان برای عکاسی از مناظر پاییزی ،سفری به مسیر زیبای اسالم ـ خلخال داشته باشم.

ولی کمی کار برام پیش اومد و متاسفانه نتونستم تو این برنامه شرکت کنم.

و تصمیم گرفتم که این هفته رو خونه بمونم.چون اصلا دل و دماغ برنامه رفتن نداشتم.

جمعه صبح که از خواب پا شدم ، دیدم نه!

موندن تو شهر اونم وقتی که دو روز پشت سر هم تعطیل باشه برام سخته و باید یه جایی می رفتم.

تلفن رو برداشتم و با چند نفر از دوستان تماس گرفتم.

و برنامه این شد که بریم ورزقان و از اونجا به جنگلهای پیرداود سر بزنیم.

زود وسایل رو آماده کردیم و راهی دیار زلزله زده ورزقان شدیم.

پیرداود اسم یه امام زاده هست که وسط یه جنگل بنا شده و طبیعت بسیار زیبایی داره.

ولی برای رفتن به این منطقه بهترین زمان بهار است و تو پاییز (البته از نگاه عکاسی) آنچنان جذابیتی برای عکاسان نداره.

ولی از لحاظ طبیعت گردی جای خیلی عالی برای یک برنامه 2 روزه پاییزی هست.

خلاصه با ماشین تا لب دره پیر داود رفتیم و بعد از حدود 1:30 ساعت پیاده روی به محل مناسب برای شب مانی رسیدیم.

شبی خوب ولی کمی سرد رو سپری کردیم.

عکس هایی از این برنامه :





پا نویس :

این برنامه برنامه خیلی خوبی بود.

ولی این روزها هیچ چیز و هیچ برنامه ای لذت سابق رو نداره.

نمی دونم برای شما هم این اتفاق افتاده یا نه.ولی دیگه نه از عکاسی ، نه از کوهنوردی ، و نه هیچ چیز دیگه نمی تونم انرژی که قبلا می گرفتم رو بگیرم!

پاییز امسال تا اینجا با من خیلی بد تا کرده! 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
سلام.

دوستان خیلی وقت بود که از محیط وبلاگ و وبلاگ نویسی دور بودم.

نمی دونم دلیلش چیه ولی کلا دستم به نوشتن نمی اومد.

طبق معمول برنامه های زیادی رو تو این مدت رفتم و خاطرات خوبی رو از 6 ماه اول سال 1391 هجری شمسی تو دفتر خاطرات ذهنم ثبت کردم.

ولی کلا از لحاظ کوهنوردی باید بگم که متاسفانه اتفاقات حاشیه ای امسال اجازه نداد اون لذتی رو که سال های قبل از کوهنوردی می بردم رو ببرم.

الان این یه حقیقت تلخ تو ورزش کوهنوردی هست که متاسفانه بیشتر کوهنوردان بیشتر از متن به دنبال حاشیه ها هستند!

فقط ابعاد قضیه با توجه به وسعت محیط متفاوته!

ولی در هر محیطی که می خواهد باشد ، تلخی و سختی اش به یک اندازه است.

چون من به شخصه به خاطر حس آرامشی که از کوه و کوهنوردی می گیرم ، رو به این سبک زندگی (نه ورزش) آورده ام.حال اگر فعالیت در این مسیر ، همان اندک آرامش زندگیم را هم از من خواهد گرفت پس فعالیت من چه ارزشی خواهد داشت؟!!!

خلاصه اینکه یه مدت بود نبودم و تو این مدت اتفاقات زیادی در کوهنوردی کشور افتاد.

برج ترانگو صعود شد و چند تا از دوستان هم موفق به صعود قلل 8000 متری شدند.

عظیم هم که همچنان قهرمانانه و با اقتدار به سوی هدف در حال پیشروی است و این راه کی 2 و ماناسلو را هم از پیش پا برداشت!

به امید روزهای خوش و بی حادثه در کوهنوردی این مرز و بوم!

از این به بعد سعی خواهم کرد وبلاگ اوج فعالتر و پویاتر به مسیر خود ادامه دهد.با توجه به اینکه فصل لذت کوهنوردی هم نزدیک است.

دست آخر هم دو تا عکس تقدیم به همه دوستان گلم :



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم آبان 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ

یادمان کاکوسکا در جبهه جنوبی لوتسه
23 سال قبل در روز 18 اکتبر در یکی از تلخترین حوادث هیمالیا جرزی کاکوسکا کوهنورد مشهور لهستانی بر اثر سقوط بر روی دیواره جنوبی لوتسه و بدلیل پاره شدن طنابش جان خود را از دست داد.

در رزومه کوهنورد بزرگ لهستانی جرزی کاکوسکا به صعود 13 قله 8000 متری از مسیر نو و یا صعود در زمستان برخورد می کنیم. وی قصد داشت لوتسه، نخستین 8000 متری خود را که پیشتر آنرا از مسیر نرمال صعود کرده بود، برای دومین بار از مسیر دشوار دیواره جنوبی صعود کند که متاسفانه در این راه جان سپرد. کاکوسکا دو سال قبل موفق شده بود با صعود به شیشاپانگما دوره 8 ساله صعودهای 8000 متریش را تکمیل و پس از کوهنورد ایتالیایی راینولد مسنر به عنوان دومین انسان بر فراز 14 قله 8000 متری دنیا بایستد.
کاکوسکا متولد 24 مارچ 1948 در شهر کاتوویچ لهستان بود و در زمان مرگ 41 سال سن داشت. او دارای دو فرزند پسر بود.
گشایش 9 مسیر بر روی 8000 متریها، 5 صعود به شیوه آلپی بر روی این قلل و در نهایت 4 صعود زمستانی به او لقب برجسته ترین کوهنورد تاریخ هیمالیا را داده است. در این میان 4 فتح 8000 متری در زمستان، چوآیو به همراه زیگموند هنریخ در سال 1985، دائولاگیری به همراه آندره زوک در 1985، کانچن چونگا به همراه کریستوف ویلیجکی در سال 1986 و آناپورنا به همراه آرتور هاجزر در سال 1987 بی شک از دشوارترین فعالیتهای تمامی اعصار هیمالیا می باشد.
از کاکوسکا تنها یک کتاب به نام دنیای عمودی من به جای مانده که خاطرات این کوهنورد بزرگ از صعودهای 8000 متریش را در خود جای داده.
(این کتاب در ایران دو بار ترجمه گردید که نسخه اینترنتی آن توسط آقای رامین شجاعی منتشر و نسخه چاپی آن توسط آقای جمشید هدایت نسب در فصلنامه کوه به چاپ رسید).
یادش گرامی

منبع :باشگاه 8000 متری ها ـ رضا زارعی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم آبان 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ

انجمن پزشکی کوهستان ایران: اخیرا با توجه به حوادثی که در برنامه های کوهنوردی در داخل کشور و همچنین در برنامه های برون مرزی برای کوهنوردان عزیز کشورمان بوجود آمده و متاسفانه در مواردی باعث بروز صدمات جانی و جسمی برای آنان گردیده لزوم بازنگری نسبت به تاثیرات سرما بر بدن انسان از گذشته بیشتر اهمیت خود را نشان داده است.
 در این میان جناب آقای دکتر فرید عباسی دزفولی عضو انجمن پزشکی کوهستان ایران تلاشهای خوبی در زمینه تاثیرات سرما بر بدن انسان در قالب دوره آموزشی به همین نام شروع کرده اند که در خور تقدیر و تحسین است. همچنین ایشان کتابی را در زمینه "هیپو ترمیا" یا "فرو دمایی" تالیف نموده و در دست چاپ دارند که در آینده نزدیک در سطح کشور توزیع خواهد شد. در اینجا خلاصه ای از هشدار های لازم در زمینه هیپو ترمی یا فرو دمایی ارائه می گردد:

فرودمایی از عوامل مهم مرگ و میر در کوهنوردان است ودر بسیاری از حوادث کوهنوردی یا نقش اصلی را دارد یا عامل بسیار مهمی است
سرما باعث بروز دو اسیب جدی در بدن میشود:یکی کاهش عمومی دمای بدن که به ان فرودمایی یا هیپوترمیا میگویند و دیگری اسیب موضعی به قسمتی از بدن است که ان را یخ زدگی یا فروست بایت می نامیم
به فرو افتادن دمای بدن به زیر ۳۵ درجه سانتی گراد فرودمایی میگوییم.که بر اساس درجه حرارت بدن مصدوم به سه قسمت تقسیم میشود:خفیف(۳۵ تا ۳۲ درجه) متوسط(۳۲تا ۲۸ درجه) شدید (کمتر از ۲۸ درجه سانتی گراد)
عوامل موثر در ایجاد فرودمایی عبارتند از:عوامل اصلی (آب ـ باد ـ سرما)که ترکیب این سه عامل را مثلث فرودمایی می نامیم و عوامل فرعی (ضغف و خستگی ـ گرسنگی ـ استرس و بی خوابی و.....)
افراد پیر و کودکان و بیماران به خصوص بیماران قلبی و مصرف کنندگان داروها و سموم نسبت به فرودمایی حساس ترند
علائم و نشانه های فرودمایی بر اساس شدت ان متفاوت است و از لرزش غیر قابل کنترل اندامهاشروع و به اختلال حرکات ماهیچه ها و ناتوانی در راه رفتن و در صورت عدم درمان به کما و مرگ منتهی میشود
تشخیص فرودمایی و شدت ان بر اساس علائم بیمار و شرایط محیطی صورت میگیرد و معمولا استفاده از دماسنج در محل مقدور نیست
درمان فرودمایی سه اصل دارد ۱-از بین بردن مثلث فرودمایی (پناه دهید ـ خشک کنید ـ گرم کنید) ۲-گرم کردن مصدوم از راههای داخلی و خارجی ۳-برخورد ارام و سنجیده با مصدوم
در بیماران نا هوشیار ابتدا علائم حیاتی را چک کنید و در صورت لزوم عملیات احیا را با گرم کردن مصدوم شروع کنید
گرم کردن را بعد از بهبودی نیز ادامه دهید وگرنه مصدوم دچار فرودمایی مجدد میشود که بسیار خطرناک تر است
همان قدر که درمان فرودمایی سخت است پیشگیری از ان اسانتر است مهم این است که قبل از بروز علائم و وخامت اوضاع به فکر ان باشید
اصول پیشگیری عبارتند از کنترل اضلاع مثلث(رطوبت-باد-سرما)جلوگیری از تکمیل مثلث و کنترل عوامل فرعی
برای کنترل رطوبت باید منابع اب (تعریق-اب و باران-برف)را کنترل کرد.کنترل تعریق با استفاده از لباس مناسب و لایه لایه و استراحت مناسب و به جا میسر خواهد بود
برای کنترل باد استفاده از پوشاک مخصوص ضروری است
برای کنترل سرما باید راههای مبادله حرارت (تشعشع -رسانایی -تبخیر -همرفت و تنفس )را کنترل کرد
کنترل عوامل فرعی در پیشگیری از فرودمایی به ویژه ایجاد انواع شدید ان بسیار موثر است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم مرداد 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ

سلام

خواستم اعلام کنم پنجشنبه و جمعه ، 29 و 30 تیرماه 1391 ، ظاهرا قله سبلان دوباره بر روی کوهنوردا بسته خواهد شد.

لذا دوستانی که برای این هفته روی این قله برنامه ریزی کرده اند بهتره برنامه شون رو تغییر بدن تا حداقل دوباره شاهد اتفاقاتی که در 14-15 خرداد در این قله افتاد نباشیم.

دلیل این حرکت از سوی مقامات امنیتی همچنان اعلام نشده.

پ.ن :

امسال دومین بار هست که شاهد چنین اقداماتی از سوی مقامات امنیتی استان اردبیل در قله سبلان در طول امسال هستیم و امیدوارم (البته نه زیاد) فدراسیون به عنوان متولی کوهنوردی کشور و پاسدار حقوق کوهنوردان ، این قضیه رو پیگیری کنه.چون سوای مسائل سیاسی ، کوه به کوهنورد تعلق داره و گرفتن کوه از کوهنورد به سان گرفتن دریا از ماهیست.

امیدوارم دیگه شاهد این مسائل در کوههای ایران نباشیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
روز چهارشنبه به سرم زد تا بعد سه چهار ماه که سبلان رو ندیده بودم ، دیداری با این قله زیبا و دوست داشتنی تازه کنم.

یک از دوستانم هم ابراز تمایل کرد تا در این برنامه با من همراه باشد و من خوشحال از اینکه تنها راهی نخواهم شد ، روز پنجشنبه عصر با یک دستگاه لندرور به طرف پناهگاه سبلان حرکت کردیم.

زمان حرکت آسمان ابری بود و باران می بارید ولی ما به خیال اینکه فردا هوا خوب خواهد شد به حرکت خود ادامه دادیم.

وقتی به پناهگاه رسیدیم هوا کمی سرد بود ولی کلا هوای مطبوعی داشت.چند گروه از کوهنوردان تبریز و تهران و سایر شهرها در پناهگاه مستقر شده بودند ولی چون ما دیر به پناهگاه رسیده بودم دیگر فرصت نشد در محوطه چرخی بزنیم تا ببینیم که آیا از دوستان و آشنایان هم کسی اونجا حضور داره یا نه.

خلاصه شب شد و رفتیم تو اتاقمون و ساعت 12 رفتیم تو کیسه خواب به امید اینکه فردا هوایی مطبوع و صعودی خوب در انتظار ماست.نیمه های شب از اتاق بیرون آمدم و وضعیت هوا رو دیدم و نگران شدم.طوفان شدیدی در حال وزیدن بود.

خلاصه صبح ساعت حدود 5:30 از خواب بیدار شدم و دوستم را نیز بیدار کردم.ها بد جور خراب بود.باران و باد شدید و مه و رعد و برق و ... بیداد می کرد و شرایط رو برای صعود خیلی سخت کرده بود.

سبلان یکی دیگه از روزهای بد اخلاق خودش رو شروع کرده بود و قصد داشت که با من تسویه حساب کنه!

خلاصه کمی صبر کردیم و شبحانه خوردیم و کمی وقت کشی تا اینکه من گفتم میرم بالا و دوستم هم گفت منم میام.ساعت یک ربع بع هفت بود که ما پناهگاه رو به قصد قله ترک کردیم و هرچه بالاتر می رفتیم وضعیت بد تر می شد.من دستکش همراهم نبود و شلواری هم که پوشیده بودم مناسب این وضعیت هوا نبود.بطوریکه سرما از قسمت پاهام کمی اذیت می کرد.

کمی که صعود کردیم دوستم گفت که من بر می گردم.با برگشتن دوستم من سرعتم رو زیاد کردم و به خاطر اینکه سرما اذیت نکنه اصلا استراحت هم نمی کردم.حجم برف قابل توجه بود و به خاطر اینکه گتر نبسته بودم برف از قسمت بالای ساق کفش وارد پام می شد و اذیت می کرد.

همه گروهها که نیمه شب حرکت به سوی قله رو شروع کرده بودند از صعود منصرف شده و در حال بازگشت بودند و از جلوی هر کسی که عبور می کردم به من توصیه می کردند که "آقا برگرد .امروز صعود خطرناکه" ولی چه میشه کرد که مصمم به صعود بودم.

هرچه بالاتر می رفتم مه غلیظ تر می شد و بارش برف شدیدتر.بین راه دوستانی از کوهنوردان آستارا رو دیدم که از جلوی سنگ محراب برگشته بودند.

خلاصه با سرعت به صعودم ادامه دادم تا بالاخره ساعت 8:45 دقیقه به قله رسیدم.

مه به حدی بود که حتی جلوی پام رو نمی دیدم.و چشم بسته جلو می رفتم.یک لحظه ورودی دریاچه رو از میان مه غلیظ دیدم و به طرفش حرکت کردم.ولی باز مه منو به اشتباه واداشت و یک لحظه خودم رو جلوی شیب منتهی به یخچال شمالی یافتم.

خلاصه دریاچه رو پیدا کردم.اولین بار بود که روی قله تنها بودم.تنهای تنها.حتی رد پایی هم نبود.روی دریاچه یخ زده و پوشیده از برف اینور و آنور می رفتم.خیلی حس جالبی بود.بعد صدای فریاد چند نفر رو شنیدم و به طرفشون رفتم و دیدم که یک گروه از کوهنوردان تهرانی که تو راه دیده بودمشون دارن به سمت دریاچه میان ولی مسیر رو گم کرده اند.رفتم و با هم اومدیم دریاچه و بعد از کمی عکس گرفتن مسیر برگشت رو در پیش گرفتیم.




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه دهم تیر 1391 توسط مهــــــران فانـــــــــیـ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک