سلام
خیلی وقت بود از محیط کوه و کوهنوردی دور بودم!
خیلی وقته که چیزی نمی نویسم.شش ماهه دوم 91 رو تقریبا تو هیچ برنامه ای شرکت نکردم و بیشتر وقتم رو صرف فعالیهایی بجز کوهنوردی کردم ، تا اینکه خبر رسید هیئت کوهنوردی استان اردبیل قصد داره یکسری برنامه تست کوهنوردان استان جهت شرکت در برنامه صهود قله موستاق آتا در تابستان 92 اجرا کنه.
درسته که در نگاه اول ابن برنامه با توجه به شرایط قیمت ارز و سطح فعالیت هیئت استان ، کمی نماد سنگ بزرگ رو داشت ولی به هر حال این خبر می تونست انگیزه ای برای شروع فعالیت در زمینه کوهنوردی باشه.
تست ها در دو مرحله به صورت فراخوان انجام گرفت که متاسفانه به خاطر مسافرت نتوستم در این دو مرحله حضور داشته باشم و اعضای تیم تست در این دو مرحله انتخاب شدند.
سه شنبه هفته پیش از طرف هیئت کوهنوردی شهرمون با من تماس گرفته شد و اعلام کردن که مرحله بعد اردوی تیم موستاق آتا ، پنجشنبه و جمعه (12-13 بهمن) قرار است روی قله ساوالان برگزار بشه و طی صحبتی که بین هیئت شهرستان و استان شده قرار بر این شده که من هم در این مرحله از اردو شرکت کنم!
خلاصه چهارشنبه شب کوله بارم رو جمع کردم و منتظر فرارسیدن صبح شدم تا با حرکت به سمت روستای لاهرود به جمع همنوردانم بپیوندم.
همانطور که ابتدای عرایضم گفتم خیلی وقت بود چه به لحاظ فکری و چه به لحاظ عملی از دنیای کوهنوردی دور بودم و اونشب حس فردی رو داشتم که اولین بار می خواد در یک برنامه زمستانی شرکت کنه!
خلاصه صبح شد و رفتم لاهرود و منتظر دوستان شدم.طبق معمول همیشه اعضای تیم با یک تاخیر 2 ساعته به لاهرود رسیدند و این تاخیر باعث شد که کمی از زمانبندی برنامه معمول عقب بمانیم.خلاصه بعد از رسیدن دوستان سوار بر مینی بوس ها شدیم و روانه شابیل شدیم.
امسال متاسفانه میزان بارندگی در منطقه ما به شدت پایین هست به طوریکه در اطراف شابیل میزان برف خیلی کم بود .
ساعت 11 بود که کنار ایستگاه اول تله سیژ از مینی بوس پیاده شده و کوله هایمان رو بر دوش انداخته و روانه مسیر پناهگاه شدیم.در طول مسیر برادران سپاهی را می دیدیم که مسیر شابیل پناهگاه را طی می کردند و این کارشان باعث میشد هر چه بیشتر احساس امنیت!!! کنیم و این را یک بار دیگر حس کنیم هیچ جا تنها نیستیم!
رفته رفته میزان برف بیشتر می شد و حرکت تیم خیلی کند بود .خلاصه ساعت 5 بعد از ظهر به پناهگاه رسیدیم و چادر هایمان را بر پا کردیم.
از ساعت 7 تلاش بی ثمرمان برای خوابیدن شروع شد که نتیجه ای نداشت و تا صبح ساعت 4:45 که بیدار باش بود درون کیسه خواب وول می خوردم.
بالاخره وقت صعود فرا رسید .مختصر صبحانه ای خورده و لباس پوشیده و وارد دنیای سنگ و یخ و برف شدیم.
مختصر برفی هم می بارید.ساعت 6 حرکتمان به سوی قله شروع شد.از همان ابتدای مسیر برف سنگین و شل حرکت را برایمان سخت کرده بود.به طوریکه تا کمر در برف حرکت می کردیم و برفکوبی سنگین انرژیمان را گرفته بود .
تیم به کندی پیش می رفت.
حدود ساعت 1:30 بود که به قله رسیدیم و بعد از گرفتن عکس شروع به حرکت به سمت پناهگاه شدیم.به خاطر اینکه همه تیم با هم مسیر فرود را ادامه دهند و خطری متوجه کسی نشود فرودمان هم به سان صعودمان به کندی انجام گرفت . به طوریکه ساعت 5 بعد از ظهر به پناهگاه رسیدیم.
بعد از یکساعت که مختص خوردن نهار و جمع کردن وسایلمان بود ، ساعت 6 بعد از ظهر مسیر پناهگاه -شابیل در پیش گرفتیم.
طوفان و کولاک شدیدی در جریان بود و اگر تاریکی را هم بر این دو مورد اضافه کنیم ، نتیجه اینکه پیدا کردن مسیر کار خیلی سختی بود!
بالاخره ساعت 11 شب!!! به شابیل رسیدیم و خسته و کوفته سوار بر مینی بوس ها شدیم و به لاهرود آمدیم.
لاهرود من از دوستانم خداحافظی کردم و به مشکین بازگشتم و یک برنامه دیگر به پایان رسید .
شاد باشید.







ادامه مطلب